تبلیغات
Create your flash banner online in 5 step سایت تخصصی رشته میکروبیولوژی - ماهیت قارچها(قارچ شناسی)2
این سایت نمایندگی رسمی فروش لاینسس و دانلود انتی ویروس NETQINاست بر روی بنر کلیک کنید
ماهیت قارچها(قارچ شناسی)2

(بخش دوم)
طبقه بندی و نامگذاری قارچها:
برخلاف طبقه بندی باکتریها، که نیازمندیهای غذایی و تست های بیوشیمیایی بعنوان معیارهایی جهت طبقه بندی استفاده می شوند، طبقه بندی قارچها عمدتاً بر مورفولوژی و مشخصات ظاهری قارچها استوار است. اگر چه در برخی از قارچها مرحله آنامورف و تولید اسپور غیرجنسی در گسترش و پراکندگی قاچ اهمیت دارد و مرحله جنسی بسیار ضعیف بوده یا اصلاً مشاهده نمی شود، با این وجود ساختار جنسی قارچها یکی از ابزار مهم در طبقه بندی بشمار می رود. در قارچهایی که مرحله جنسی در آنها شناخته نشده، اسپورهای غیرجنسی و ساختارهای زایشی مربوط به آن در طبقه بندی استفاده می شود.

شما می توانید برای مشاهده ادامه ی مطلب در سایت ثبت نام کنید !


http://s1.picofile.com/biolog/Pictures/mmp100-large.jpg

http://s1.picofile.com/biolog/Pictures/mmp100-large.jpg

طبقه بندی و نامگذاری قارچها

برخلاف طبقه بندی باکتریها، که نیازمندیهای غذایی و تست های بیوشیمیایی بعنوان معیارهایی جهت طبقه بندی استفاده می شوند، طبقه بندی قارچها عمدتاً بر مورفولوژی و مشخصات ظاهری قارچها استوار است. اگر چه در برخی از قارچها مرحله آنامورف و تولید اسپور غیرجنسی در گسترش و پراکندگی قاچ اهمیت دارد و مرحله جنسی بسیار ضعیف بوده یا اصلاً مشاهده نمی شود، با این وجود ساختار جنسی قارچها یکی از ابزار مهم در طبقه بندی بشمار می رود. در قارچهایی که مرحله جنسی در آنها شناخته نشده، اسپورهای غیرجنسی و ساختارهای زایشی مربوط به آن در طبقه بندی استفاده می شود. بر حسب قرابت ژنتیکی، قارچها را در گروه های جنس،  خانواده، راسته، رده،  شاخه و سلسله طبقه بندی می کنند.

Phylum = Division =  شاخه   

Class = رده

Order = راسته

Family = خانواده

Genus = جنس

Species = گونه

Variety =واریته

نام قارچها ترکیب دو اسمی است که اسم اول مربوط به جنس و اسم دوم مربوط به گونه می باشد. مشخصات اختصاصی این نامگذاری را طبق کد بین المللی نامگذاری گیاهان طراحی کرده اند. همچنانکه اطلاعات مربوط به طبقه بندی قارچها افزایش می یابد تغییر در نامگذاری قارچها نیز غیر قابل اجتناب می باشند. دو دلیل عمده جهت نامگذاری مجدد قارچ ها وجود دارد:

اولاً: با روشن شدن جزئیات بیشتر از خصوصیات قارچی، طبقه بندی قارچها تغییر می کند.

ثانیاً: مرحله تلومورف برای برخی قارچها شناسایی شده و موقعیت طبقه بندی قارچ را تغییر می دهد.

اکثر قارچها دو اسم دارند كه یکی برای مشخص کردن مرحله جنسی استفاده می شود و دیگری نمایانگر مرحله غیر جنسی قارچ می باشد. دلیل این امر شناسایی و نامگذاری مراحل آنامورف و تلومورف یک قارچ در دو زمان متفاوت و عدم ارتباط بین این یافته ها بوده است. هر دو اسم با کد مربوطه دارای اعتبار هستند ولی تلومورف قارچ مقدم تر است. هرچند متداول است یا بعبارت بهترصحیح است که قارچها را بر اساس مشخصات غیرجنسی توصیف کنند و دلیل آن کاملاً روشن است زیرا معمولاً  در محیط کشت مرحله غیر جنسی قارچ مشاهده می شود.

طبقه بندی و نامگذاری بیماریهای قارچی

برخلاف نامگذاری قارچها، نامگذاری بیماریهای قارچی بطور دقیق از نامگذاری بین المللی تبعیت نمی کند و استفاده از اصطلاحاًت محلی بیماری رایج است. یکی از روشهای رایج این است که نام بیماری از نام عامل بیماری مشتق می شود مثل: آسپرژیلوزیس، کریپتوکوکوزیس، هیستوپلاسموزیس و غیره. تحت این شرایط، درصورتیکه نام قارچ عوض شود نام بیماری نیز متعاقب آن تغییر خواهد کرد: برای مثال اصطلاح مونیلیازیس به کاندیدوزیس و نهایتاً به کاندیدیازیس تغییر نام پیدا کرده است.

درسال ۱۹۹۲ پیشنهاد شد تا حد امکان از نامگذاری بیماری های قارچی براساس عامل اتیولوژیک آن ها اجتناب شود و تا جائیکه امکان دارد برای هر بیماری اسم منحصر به فردی براساس پاتولوژی و عامل بیماری اختصاص یابد. البته استفاده از این روش برای نامهای قدیمی از قبیل آسپرژیلوزیس توصیه نمی شود ولی میتوان از آن بعنوان ابزاری در نامگذاری بیماریهای قارچی استفاده نمود.

همچنین بسیار تأکید شده که بیماریهای قارچی با منشاء مشابه تحت یک عنوان کلی نامگذاری شوند. یکی از متداولترین و کاربردی ترین موارد، فائوهیفومیکوزیس می باشد. این اصطلاح برای طیفی از بیماریهای قارچی جلدی، زیرجلدی و احشایی بکار می رود که توسط قارچهای کپکی سیاه ایجاد می شوند. در این بیماری کپکهای سیاه در بافت میزبان به فرم میسلیومی رشد می کنند. تعداد عوامل شناخته شده فائوهیفومیکوزیس از ۱۶ گونه در سال ۱۹۷۵ تا بیش از ۱۰۰ گونه قارچی تا سال ۲۰۰۴ افزایش یافته است. اغلب این قارچها اسمهای مختلفی در زمانهای مختلف داشته اند و استفاده از اصطلاح عمومی فائوهیفومیکوزیس بسیاری از این سردرگمی ها را در تدوین مقالات و نوشته ها برطرف کرده است. اصطلاح دیگر هیالوهیفومیکوزیس می باشد که کاربرد وسیعی دارد. این نام برای بیماریهای قارچی اطلاق می شود که توسط قارچهای شفاف (بدون رنگدانه) ایجاد شده و در بافت میزبان به فرم میسلیومهای شفاف و منشعب دیده می شوند. امروزه بیش از ۷۰ گونه قارچی در زمره قارچهای عامل هیالوهیفومیکوزیس قرار می گیرند که تعدادی از آنها پاتوژن های مهم انسانی محسوب می شوند.

تا به امروز حدود ۲۰۰۰۰۰ تا ۲۵۰۰۰۰ گونه قارچی شناسایی شده است كه کمتر از۵۰۰ گونه با بیماریهای انسانی در ارتباط میباشند و از این میان تنها ۱۰۰ گونه در افراد طبیعی بیماریزا هستند و بقیه در افراد ضعیف شده یا سرکوب شده ایمنی بیماری ایجاد می کنند.

قارچها عموماً زندگی آزاد دارند و برای ادامه حیات وابسته به میزبان (انسان یا حیوان) نیستند. به جز موارد نادری اغلب بیماریهای قارچی انسانی منبع اگزوژن دارند و قارچهای عامل بیماری، از محیط پیرامون از طریق استنشاق، بلع یا آسیب پوستی وارد بدن میزبان می شوند.

بیماریهای قارچی را براساس مکان اولیه عفونت به گروههای ذیل تقسیم می کنند:

بیماریهای قارچی سطحی

این بیماریها به خارجی ترین لایه پوست، ناخن، مو و غشاهای مخاطی محدود می شوند. مهمترین بیماریهای قارچی سطحی مربوط به درماتوفیت ها و بیماریهای سطحی کاندیدایی می باشد که میلیونها نفر را در سرتاسر جهان مبتلا می کند. با این وجود به سادگی شناسایی شده و معمولاً  نسبت به درمان بخوبی پاسخ می دهند.

درماتوفیتها به بافتهای کراتین دار پوست، مو و ناخن محدود می شوند. اکثر درماتوفیتها قادر به زندگی آزاد ساپروفیتی نیستند و نمی توانند با ارگانیسمهای کراتین دوست موجود در محیط رقابت کنند و به همین دلیل برای بقا ضروری است که از میزبانی به میزبان دیگر انتقال یابند. به نظر می رسد پاتوژن های اجباری از اشکال ساپروفیتی مشتق شده اند و طی این روند، تولید مثل جنسی اکثر پاتوژن ها تضعیف شده و حتی در برخی گونه ها کاملاًً از بین رفته است. عموماً این ارگانیسمها با میزبان خود کاملاً سازگار شده اند و واکنشهای التهابی کم و یا فاقد التهاب می باشند.

عوامل کاندیدیازیس همانند درماتوفیتها برای بقاء نیاز به میزبان دارند، اما برخلاف درماتوفیتها راه انتقال مخمرهای کاندیدا متفاوت است. این ارگانیسمها ساکن طبیعی پوست یا دستگاه گوارش انسان هستند و اکتساب آنها بندرت بیماری واضحی ایجاد می کند و بیشتر مواقع بصورت کامنسال با میزبان مشاهده می شود. در حقیقت، این مخمرها بیماریزا نیستند مگر اینکه تحت شرایط خاص دفاع طبیعی میزبان مختل شود. در چنین مواقعی بیماریهای آندوژن که خود میزبان بعنوان مخزن ارگانیسم عمل می کند منجر به بیماریهای جلدی، مخاطی یا احشایی می گردد.

بیماریهای قارچی زیر جلدی

این نوع بیماریها، پوست، بافتهای زیرجلدی و استخوانهای مجاور را مورد تهاجم قرار می دهند. عفونت معمولاً  از طریق آسیب پوستی و ورود قارچهای ساپروفیت موجود در خاک و محیط آغاز می شود. بیماریهای قارچی زیرجلدی اکثراً در روستانشینان مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری دنیا که افراد بدون پوشش کافی و پا برهنه در تکاپو هستند مشاهده می شود. عفونت ممکن است در محل تروما بصورت موضعی باقی بماند و یا به بافتهای مجاور گسترش یابد، ولی انتشار وسیع خونی یا لنفی نادر است و معمولاً  در اشخاص ناتوان و سرکوب شده ایمنی دیده می شود.

بیماریهای قارچی احشایی

این بیماریها معمولاً  از ریه شروع شده و ممکن است به سایر ارگانهای بدن انتشار یابند. ارگانیسمهای مسبب بیماریهای قارچی احشایی به دو دسته مجزا تقسیم می شوند؛ پاتوژن های حقیقی و قارچهای فرصت طلب.

گروه اول قادرند در میزبان طبیعی و بدون حضور فاکتورهای مستعدکننده به بافت تهاجم داشته و گسترش یابند. اغلب این ارگانیسمها تصویر مورفولوژیکی منحصر به فردی جهت بقا در بدن میزبان دارند. گروه دوم یعنی قارچهای فرصت طلب ویرولانس کمتری داشته و تنها در افراد ناتوان و سرکوب شده ایمنی قادر به تهاجم هستند.

عفونت پاتوژنهای حقیقی معمولاً  بدون علامت و یا با بیماری خفیف و کوتاه مدتی همراه است. این بیماریها در مناطق جغرافیایی خاص مشاهده می شوند. افراد بهبود یافته از یک مصونیت محسوس و پایدار نسبت به عفونت مجدد برخوردار می شوند، اما در افرادی که دچار بیماریهای مزمن یا بیماریهای زمینه ای هستند یک بیماری جدی و خطرناک بروز می کند.

با وجود اینکه پاتوژنهای حقیقی در افراد طبیعی پیش آگهی خوبی دارند ولی در افراد دچار نقص سیستم ایمنی یک بیماری جدی و خطرناک محسوب می شوند. برای مثال؛ هیستوپلاسموزیس و کوکسیدیوئیدومیکوزیس در افراد مبتلا به ایدز در امریکای شمالی و جنوبی به فراوانی مشاهده می شود. در چنین افرادی عفونت پاتوژن های حقیقی مخاطره آمیز بوده و نسبت به داروهای ضد قارچی پاسخ نمی دهند و یا عود مجدد در موارد قطع درمان دیده می شود.

بیماریهای قارچی فرصت طلب در افراد سرکوب شده ایمنی بروز می کند و در اکثر موارد بیماری آشکاری بدنبال عفونت دیده می شود. برخلاف پاتوژنهای حقیقی که محدود به منطقه جغرافیایی خاصی هستند، قارچهای ساپروفیت انتشار جهانی داشته و در خاک، بقایای مواد آلی و هوا یافت می شوند. با وجود اینکه گونه های جدیدی مرتباً در زمره قارچهای فرصت طلب قرارمی گیرند ولی چهار بیماری؛ آسپرژیلوزیس، کاندیدیازیس، کریپتوکوکوزیس و موکورمیکوزیس مهمترین بیماریهای قارچی فرصت طلب به حساب می آیند و مکرراً از بیماران نقص ایمنی گزارش می شوند و مرگ و میر بالایی دارند.

تغییر الگوی بیماریهای قارچی

الگوی بیماریهای قارچی انسان در دو دهه اخیر تغییرات چشمگیری داشته است. طی چند سال اخیر پیشرفتهای بدست آمده در زمینه مراقبتهای بهداشتی و درمانی با افزایش بیماریهای مخاطره آمیز قارچهای پاتوژن حقیقی و فرصت طلب همراه بوده است،  امروزه با افزایش شمار بیماران ایدزی، گیرندگان پیوند اعضاء، بدخیمی های خونی و سایر بیماریهای ناتوان کننده و تضعیف کننده سیستم ایمنی میزان، شیوع بیماریهای قارچی افزایش یافته است.

هرچند که استفاده از روشهای تهاجمی در درمان موفقیت آمیز اکثر بیماران مؤثر بوده است ولی خطر ابتلا به بیماریهای قارچی را در چنین بیمارانی افزایش داده است. استفاده بی رویه از داروهای آزولی و درمان تجربی با آمفوتریسینB  تغییر قابل ملاحظه ای در طیف بیماریهای قارچی ایجاد کرده است.

یکی دیگر از دلایل بالا رفتن میزان شیوع بیماریهای قارچی فرصت طلب، شناسایی و گزارش ارگانیسمهایی نظیر آسپرژیلوس فومیگاتوس و کاندیدا آلبیکنس می باشد که تا چندی پیش بعنوان عوامل ساپروفیت و بی آزار محسوب می شدند و اخیراً بعنوان عامل بیماریهای جدی وکشنده در افراد سرکوب شده ایمنی مطرح شده اند.

برای مدتها گونه های فوزاریوم بعنوان عامل عفونت ناخن و قرنیه چشم مطرح بودند و امروزه مدارک مستدلی وجود دارد که فوزاریوم را بعنوان عامل اتیولوژیک بیماری منتشر کشنده در افراد سرطانی، نوتروپنیک و گیرندگان پیوند مغز استخوان معرفی می کند.

تشخیص سریع و درمان به موقع چنین بیماریهایی از جهت اینکه نسبت به درمان متداول آمفوتریسین B مقاوم هستند از اهمیت خاصی برخوردار است.

از طرفی میزان شیوع بیماریهای پاتوژن حقیقی بویژه هیستوپلاسموزیس و کوکسیدیوئیدومیکوزیس رو به افزایش است. گسترش بافت شهری و مسافرتهای بی رویه و روزافزون و همچنین تغییر شرایط آب و هوایی از جمله دلایل مؤثر بر این تغییرات می باشد.

الگوی متداول بیماریهای قارچی در کشورهای درحال توسعه در مقایسه با کشورهای توسعه یافته متفاوت است؛ در کشورهای توسعه یافته با استفاده از داروهای نوترکیب ضد ویروسی میزان بروز بیماریهای قارچی فرصت طلب مرتبط با ایدز بطور محسوسی کاهش یافته است و در مقابل شیوع چنین بیماریهایی در کشورهای در حال توسعه بسیار بالا می باشد.

جهت گیری جدید تشخیص بیماریهای قارچی

تشخیص سریع و درمان به موقع بیماریهای قارچی مهاجم گامی ضروری و لازم در کاهش میزان مرگ و میر افراد سرکوب شده ایمنی محسوب می شود. در سالهای اخیر استفاده از پرتونگاری و سی تی اسکن در تشخیص بیماریهای قارچی افزایش یافته است.

روشهای تشخیص بیماریهای قارچی در حال پیشرفت و دگرگونی است ولی هنوز هم بطور معمول از روشهای کشت، آزمایش مستقیم میکروسکوپی و تستهای سرولوژی استفاده می شود. با این وجود تحقیقات برای یافتن روشهای تشخیصی سریع، حساس و اختصاصی همچنان ادامه دارد.   

یکی از ابزارهای تشخیصی در بیماریهای قارچی مهاجم، ردیابی متابولیتها و اجزای دیواره سلولی قارچی و نیز شناسایی توالی ژنومی قارچها در نمونه های بالینی می باشد. علیرغم پیشرفتهای اخیر، كاربرد تستهای تشخیصی ساده، سریع و مقرون به صرفه در تشخیص بیماریهای قارچی هنوز هم در هاله ای از ابهام قرار دارد.

استراتژی های جدید درمانی و پیشگیری در بیماریهای قارچی

افزایش شیوع بیماریهای قارچی مهاجم و استفاده روزافزون از داروهای ضدقارچی موجود در بازار، محققان را بر آن داشته که گامهایی در زمینه درمان بیماریهای قارچی بردارند و نتیجه آن ظهور داروهای جدید آزولی از قبیل پوساکونازول، راوکونازول و اکینوکاندینهای جدید شامل میکافانژین و آنیدولافانژین بوده است. علاوه بر این ترکیبات ضدقارچی جدید هدف گیرنده اجزای خاصی از دیواره سلولی نظیر سوردارینها ساخته شده است. با وجود اینکه داروهای مزبور در درمان بسیاری از اشکال بیماریهای قارچی مؤثر بوده اند ولی هنوز هم دارای مشکلات فراوانی هستند.

بیماریهای مهمی از قبیل موکورمیکوزیس، درمانهای قابل اعتماد و مؤثری ندارند و بسیاری از گونه های غیرمعمول قارچی که از بیماران سرکوب شده ایمنی جدا می شوند نسبت به ترکیبات ضدقارچی معمول مقاوم هستند.

فاکتورهای مستعدکننده متعددی را در بیماریهای مهاجم قارچی دخیل می دانند كه بعنوان نمونه، استفاده از کاتترهای وریدی یکی از فاکتورهای اجتناب ناپذیر و مخاطره آمیز در بخش های ویژه بیمارستانی می باشد.

پراکندگی وسیع قارچها در محیط، عدم تماس با این ارگانیسمها را تقریباً غیرممکن می سازد. استفاده از اتاقهای ایزوله می تواند از بیماریهای فرصت طلب قارچی بیمارستانی از قبیل آسپرژیلوزیس جلوگیری نماید. البته مطالعات نشان داده است که این بیماریها چندین ماه پس از جراحی و مراقبت بیمارستانی در افراد ضعیف بروز می کند، یعنی زمانیکه بیمار از بیمارستان ترخیص شده است.

تعبیه اتاق های ایزوله خارج بیمارستانی و جلوگیری از تماس قارچی چنین افرادی با هزینه های سنگینی همراه است. از طرف دیگر، بیماران پرمخاطره اوقات زیادی را درخارج از بخش های ویژه بیمارستانی سپری می کنند و استراتژی مقرون به صرفه در چنین بیمارانی استفاده پیشگیرانه با استفاده از داروهای ضدقارچی می باشد.