تبلیغات
Create your flash banner online in 5 step سایت تخصصی رشته میکروبیولوژی - ساختار آنتی بادی ساختار آنتی بادی: تمامی آنتی بادی ها خصوصیات ساختمانی یکسانی دارند اما در مناطق اتصال به آنتی ژن تفاوت های عمده ای با یکدیگر نشان می دهند. این تفاوتها در ناحیه اتصال به آنتی ژن لازم است تا آنتی بادیهای مختلف توانایی اتصال به آنتی ژن های متعددی که از نظر ساختمانی با هم متفاوتند ، را داشته باشند... + Click here to download) Enziyme Immunoassay EIA) فهیمه فتاحی
این سایت نمایندگی رسمی فروش لاینسس و دانلود انتی ویروس NETQINاست بر روی بنر کلیک کنید
ساختار آنتی بادی ساختار آنتی بادی: تمامی آنتی بادی ها خصوصیات ساختمانی یکسانی دارند اما در مناطق اتصال به آنتی ژن تفاوت های عمده ای با یکدیگر نشان می دهند. این تفاوتها در ناحیه اتصال به آنتی ژن لازم است تا آنتی بادیهای مختلف توانایی اتصال به آنتی ژن های متعددی که از نظر ساختمانی با هم متفاوتند ، را داشته باشند... + Click here to download) Enziyme Immunoassay EIA) فهیمه فتاحی

ساختار آنتی بادی:
تمامی آنتی بادی ها خصوصیات ساختمانی یکسانی دارند اما در مناطق اتصال به آنتی ژن تفاوت های عمده ای با یکدیگر نشان می دهند. این تفاوتها در ناحیه اتصال به آنتی ژن لازم است تا آنتی بادیهای مختلف توانایی اتصال به آنتی ژن های متعددی که از نظر ساختمانی با هم متفاوتند ، را داشته باشند...
+  Click here to download)  Enziyme Immunoassay
EIA)

فهیمه فتاحی


هر مولکول آنتی بادی یک ساختار مرکزی متقارن دارد که از دو زنجیره سبک یکسان ودو زنجیره سنگین یکسان تشکیل می شود.زنجیرهای سنگین و سبک هر دو دارای ناحیه متغییر(V) درانتهای آمینی خود هستند که در شناسائی آنتی ژن نقش دارند و در انتهای کربوکسی خود دارای ناحیه ثابت (C)هستند که نواحی Cزنجیره سنگین ، اعمال اجرائی آنتی بادیها را انجام می دهند. بیشترین تفاوت در توالی اسیدهای آمینه در بین آنتی بادی های مختلف ، مربوط به سه قطعه کوتاه در مناطق Vزنجیره های سبک و سنگین می باشد این قطعات متنوع به نام نواحی بسیار متغیر (Complementerity Determining Regions)خوانده می شوند.
این نواحی بسیار متغیر(CDRs) در میان نواحی ثابت تری به نام نواحی داربستی (Framework Regions)منطقه Vقرار گرفته اند.
 

http://www.cbcesr.com/Tasvir/98.jpg

آنتی بادی های مونوكلونال:

توانایی تولید مقادیر نامحدود آنتی بادی یكسان ویژه ی یك شاخص آنتی ژنی خاص، تاثیر شگرفی بر پژوهشهای علمی گذاشت. این تكنیك بر این اصل استوار است كه هر لنفوسیت B تنها میتواند آنتی بادی با یك ویژگی خاص تولید كند .
 چون لنفوسیت های B نمی توانند برای مدت زمان طولانی رشد كرده و باقی بمانند، لازم است كه سلولهای B تولید كننده آنتی بادی اختصاصی فنا ناپذیر شوند. این كاربا ادغام سلولی یا هیبریدیزاسیون سوماتیك یك سلول B طبیعی تولید كننده ی آنتیبادی و یك سلول میلومایی انجام می شود .چنین رده های سلولی فناناپذیر تولید كننده آنتی بادی را كه از سلول های ادغام شده حاصل شده اند ، هیبریدوما و آنتی بادی تولید شده توسط این سلول ها را آنتی بادی مونوكلونال می گویند.

تکنیک تولید هیبریدوما نیاز به رشد رده های سلولی میلومایی کشت داده شدهای دارد که در محیط کشت طبیعی بتواند رشد کنند اما در محیط کشت انتخابی قادر به رشدنباشند ، چون ژنهای کارای لازم برای سنتزدر این محیط انتخابی را ندارند .ادغام سلولهای طبیعی تامین شوند .به طوری که فقط هیبریدهای سلول سوماتیک میتوانند در محیط انتخابی به رشد خود ادامه دهند .علاوه بر این ،خصوصیت رشد کنترل نشده ی سلول میلومایی خاصیت فنا ناپذیری به چنین هیبریدهایی می دهد .برای تولید رده های سلول میلومائی که به عنوان شرکای ادغام به کار می روند ،باید در مسیرهای سنتز نوکلوئیدهای آنها اختلال ایجاد کرد.


http://www.cbcesr.com/Tasvir/99.jpg


سلولهای طبیعی جانوری نوکلوئیدهای پورین و تیمیدیلات (که هر دو پیش ساز DNAهستند (را با استفاده از تترا هیدروفولات در مسیرde novoسنتز می کنند .داروهای ضد فولات مانند آمینو پترین جلوی فعال شدن تترا هیدروفولات را می گیرند و در نتیجه باعث مهار ساخته شدن پورین ها و بلاخره مهار سنتز DNAاز مسیر de novoمی شوند .
سلولهایی که تحت تاثیر آمینو پترین قرار می گیرند ،از یک مسیر اضطراری salvage pathwayاستفاده می کنند و پورین را از هیپو گزانتین افزوده شده به محیط کشت با استفاده از آنزیم تیمیدین کیناز سنتز میکنند .
بنابراین سلولها میتوانند به طور طبیعی در حضور آمینوپترین رشد کنند البته به شرطی که هیپو گزانتین و تایمیدین به محیط کشت اضافه شوند (محیط HAT). بااستفاده از موتاژن های در رده های سلول میلومایی در آنزیم HGPRTیا TKاختلال ایجاد می نمایند و سپس به محیط سوبستراهای این دو آنزیم را اضافه می کنند که باعث ایجاد محصولات کشنده می شوند ودر این شرایط فقط سلولهای كه در این دو آنزیم نقص دارند، زنده خواهند ماند كه سلولهای میلومایی مورد نظر است ومیلومایی فاقد HGPRTیا TKنمی توانند از مسیر اضطراری استفاده کنند و در نتیجه در محیط HATخواهند مرد .اما اگر سلول های Bآنزیم های ضروری را تامین می کنند وسلولهای هیبرید حاصل DNA را می سازند ودر محیط HATرشد می نمایند.البته محیط کشت های دیگری نیز برای جدا سازی سلولهای اولیه استفاده می شود.

برای تولید آنتی بادی مونوکلونال اختصاصی علیه آنتی ژن معین ،ابتدا باید یک موش را با آنتی ژن ایمیونیزه کرد و سپس سلولهایBرا از طحال ویا گرههای لنفی حیوان جدا نمود و سپس و بعد سلولهای Bرا با رده سلولهای فنا ناپذیر مناسب ادغام کرد.رده های میلومایی بهترین شرکای ادغام برای سلولهای Bمحسوب میشوند زیرا سلولهای مشابه در مقایسه با سلولهای متفاوت ،تمایل بیشتری برای ادغام دارند و هیبریدهای پایداری را به وجود می آورند .در تکنیک های امروزی از رده های میلومایی استفاده می کنند که قادر به تولید ایمونوگلبولین نیستند و از پلی اتیلن گلیکول برای ادغام سلولها استفاده می کنندتحت این شرایط ، هیبریدها با استفاده از محیطHATانتخاب می شوند ، سلولهای میلومایی ادغام نشده که فاقد آنزیم های HGPRTوTKهستند ، می میرند زیرا قادربه استفاده از مسیر اضطراری نیستند و سلولهای Bادغام نشده نیز بیش از 1تا 2 هفته زنده نمی مانند چون فنا ناپذیرنیستند و در نتیجه فقط هیبریدها رشد می نمایند (مطابق شکل )سلول های ادغام شده طوری کشت داده می شوند که در هر حفره ی کشت فقط یک سلول هیبریدوما قرار بگیرد.بعد از آن مایع رویی هر حفره ای که در آن رشد سلولی مشاهده میشود،برای تعیین آنتی بادی اختصاصی ضد آنتی ژن که جهت ایمونیزاسیون به کار رفته است،مورد آزمایش قرار میگیرد. روش غربالگیری مورد استفاده متناسب با نوع آنتی ژن انتخاب می شود . حفراتی که در آنها هیبریدوماهای تولید کننده آنتی بادی مورد نظر وجود دارند مشخص می شوند وسپس سلول ها را د رآگار نیمه جامد وبا رقتهای مشخص کلون میکنند وبا یک مرحله ی غربالگیری دیگر ، کلونهای تولید کننده ی آنتی بادی جدا میشوند .این هیبریدوماهای کلون شده ،آنتی بادیهای مونوکلونال با ویژگی مورد نظر را تولید میکنند .هیبریدوما ها را میتوان در حجم های زیاد یا به صورت تومورهای آسیتی (ascetic tumors)در موشهای هم ژن) (syngeneicرشد داد تا مقادیر زیادی آنتی بادیهای مونوکلونال تولید شوند.



http://www.cbcesr.com/Tasvir/97.jpg


برخی از کاربردهای رایج هیبرودوماها و آنتی بادی های مونوکلونال


شناسایی شاخص های فنوتایپی منحصر به انواع سلولهای خاص.

تشخیص ایمنی

تشخیص تومورها

درمان بیماری های چون آرتریت روماتوئید

برسی فعالیت مولکولهای ترشحی و سطحی سلول



http://www.cbcesr.com/Tasvir/100.jpg

مشکلات آنتی باد ی مونوکلونال موشی:

از تکنیکهای مهندسی ژنتیک جهت توسعه کاربرد آنتی بادی های مونوکلونال استفاده میشود. DNAهای مکمل (cDNA)که کد کننده زنجیرههای پلی پپتیدی آنتی بادی مونوکلونال هستند را میتوان از هیبریدوما جدا کرده ود ر شرایط in vitroدستکاری کرد.از آنجا که فقط قسمت کوچکی از آنتی بادی مسئول اتصال به آنتی ژن می باشد (framework) و مابقی مولکول آنتی بادی را به عنوان داربست تلقی می کنند .این تشکیلات ساختاری اجازه می دهند تا بتوان قطعاتی از DNAمربوط به جایگاه اتصال به آنتی ژن از آنتی بادی مونوکلونال موشی را به cDNA کد کننده پروتئین میلومایی انسان متصل کرده و ژن هیبرید ایجاد نمود.بعد از بارز شدن ،پروتئین هیبرید حاصل که ویژگی آنتی ژنی راحفظ می کند به نام آنتی بادی انسانی شده نامید ه میشود . مسئله تحریک پاسخ های آنتی آنتی بادی از عوامل محدود کننده استفاده از آنتی بادی های مونوکلونال موشی در بیماران میباشد ،که آنتی بادیهای انسانی شده بسیار کمتر با این مشکل روبرو هستند.
علاوه بر این ،تکنیک های دیگری این امکان را نیز فراهم میکند تا بتوان مولکول هایی شبیه آنتی بادی مونوکلونال با ویژگی معین را بدون نیاز به تولید هیبریدوماها تولید نمود.منبع کتاب ابوالعباس